تبلیغات
نرم افزارهای یک ایرانی ساکن امریکا - سقوط از ارتفاع
نرم افزارهای یک ایرانی ساکن امریکا
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    ایمیل  به مدیر وبلاگ !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !







نظرسنجی
به نظر شما چرا همه شکلک های یاهو کچلند؟






صفحات وبلاگ
لینكدونی
حقیقت زندگی - کلیک
دریافت مطالب مذهبی از ایمیل روزانه - کلیک
دانلودمداحی - کلیک
بزرگترین اجتماع مداحانه - کلیک
نرافزار های مذهبی برای موبایل - کلیک
نرم افزارهای مذهبی دانلود کنید - کلیک
عضویت رایگان - کلیک
سایت مرجع زندگی نامه ائمه - کلیک
خبرگزاری فصاحت نیوز - کلیک
پایگاه اطلاع رسانی فصاحت - کلیک
LINK BOX - کلیک
افزایش واقعی بازدید های وب سایت شما تا ۱۰۰ برابر - کلیک
زندگی نامه حضرت زهرا (س) - کلیک
زندگی نامه امام زمان (ع) - کلیک
داستان های زیبا از ائمه اطهار - کلیک
خدای من... - کلیک
فیلتر شکن کلیک کن... - کلیک
مقالات در زمینه رایانه - کلیک
پی سی نت - کلیک
اخبار دنیای تکنولوژی - کلیک
برای دانلود برنامه های بزرگ - کلیک
ماه نامه شبکه - کلیک
تک دانلود - کلیک
اخبار دنیای کامپیوتر - کلیک
اموزش کد های جوا - کلیک
ماه نامه کاربر - کلیک
بازی کده - کلیک
بازی دات کام - کلیک
اخبار ۲۴ گذشته در پارسیک - کلیک
جام جم ان لاین - کلیک
سایت انگلیسی دانلود - کلیک
سایت bbc پشت فیلترینگ - کلیک
وبلاگ سیاوش موزیك - کلیک
گروه ام.جی.ای - کلیک
کسب در و تجارت الکتونیکی و بازاریابی کتاب در اینترنت - کلیک
آرشیو لینكدونی
لینكستان
        سقوط از ارتفاع گالری عکسهای سه بعدی و جالب ,

توضیح : این خاطره را به صورت کوتاه برایتان شرح می دهم .

این عکس مربوطه به روستای وفس از توابع کمیجان استان اراک است. تاریخ عکاسی تیرماه ۱۳۸۵.

عکاس : ابوالفضل سمیعی ab_sa2004@yahoo.com

بچه ها همین طور که مشغول دیدن مناظر بودن ناگهان یکی از بروبچ لب دره آمد و به پایین نگاه کرد (فکر کنم سرش گیج رفت ) دیگه نفهمیدم چه اتفاقی افتاد .

چشمم افتاد به حسین که داره از دره می افته و مهدی که فریاد می زنه بیایید کمک حسین داره  می افته . این زاویه ای که می بینید همون محلیه که من نشسته بودم . بی خیال از واقعه ای که در جریان بود دوربین رو برداشتم و روی حسین که داشت می افتاد فکوس کردم . و در یک دقیقه سه عکس ازش گرقتم می خواستم عکس چهارم را بگیرم که از چشمی دوربین متوجه نگاه ملتمسانه حسین شدم . دلم سوخت!!!! ...

هر چند بعد از ماجرا بچه ها یه جشن پتوی مفصل برام گذاشتند ولی بعد از دیدن عکس نظرشون عوض شد. و تصمیم گرفتند که هر وقت می خوان برن تو کوه و کمر یا منو ببرند یا دوربینمو!!!.

خلاصه ماجرای این چند وقت که نبودم این بود .

البته این عکس رو برای شبکه سه و سایت بی بی سی هم فرستادم که ازشبکه سه دیشب پخش شد. دو روزه که رو صفحه عکس بخش فارسی سایت بی بی سی هست.

نوشته شده توسط KING PC ساعت 11:07 ق.ظ در روز : شنبه 31 تیر 1385

ویرایش شده در سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶ و ساعت 11:14

لینك ثابت | نظرات (


مطالب پیشین